اصطلاحات و جملات رایج انگلیسی ۴

۱- خودم را به آب و آتش زدم تا این کار را انجام بدم.

I went through fire and water to do it.

 ۲- او و مادر زنش آبشون تو یک جوی نمیرود.

He does not hit it off with his mother-in-law.

 ۳- آدم آب زیرکاهی است.

He is as slippery as an ell.

 ۴- هیچ وقت آب خوش از گلوم پایین نرفت.

I never had a carefree moment.

 ۵- دهانم را آب انداخت.

It made my mouth water.

۶- هر ماه یه آب باریکه ای دارم.

I get a slender steady income every month.

 ۷- آب رفته به جوی باز نمی گرده.

It’s no use crying over spilt milk.

 ۸- آب از آب تکان نخورد.

Everything remained calm and quit.

 ۹- آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب.

In for a penny, in for a pound.

 ۱۰- شوهر خوبی از آب در آمد.

He made a good husband.

 ۱۱- من این شهر را فوت آبم.

I know this city backwards.

 ۱۲- داری آب در هاون می کوبی.

You are carrying water in a sieve.

 ۱۳- دختر آتش پاره ای است.

She is a ball of fire.

 ۱۴- اموالش را به آتش کشید / ثروتش را بر باد داد.

He squandered his wealth.

 ۱۵- تو آتیش حسادت داره می سوزه.

Jealousy is eating him up.

 ۱۶- اون آتشی مزاج است.

He is hot tempered.

 ۱۷- چرا آتیش بیار معرکه میشی؟

Why do you drive a wedge between us?

 ۱۸- سعی نکن به این آتش دامن بزنی.

Don’t try to add fuel to the fire.

 ۱۹- از خشم آتش گرفت.

He flew off the handle.

 ۲۰- باد آورده را باد می برد.

Easy come, easy go.

 ۲۱- خیلی مغرور است، باید بادش را خواباند.

He is too arrogant. He need to be taken down a peg or two.

 ۲۲- خاک بر سرت.

Shame on you.

 ۲۳- با یک مشت حریف رو به خاک انداخت.

He floored the opponent with a punch.

 ۲۴- حالا چه خاکی بر سرم کنم؟

What on earth should I do now?